دیمه نیوز
امروز پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
بورنیک طراحی و پشتیبانی وب سایتبورنیک طراحی و پشتیبانی وب سایتبورنیک طراحی و پشتیبانی وب سایت
  • کد خبر : 85175
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۲۴ اردیبهشت, ۱۳۹۸ - ۰۹:۲۷
  •   

    با سانسور مخالفم، مگر زمانی که پای دروغ و بی اخلاقی در میان باشد/ ابزار تولید فرهنگ تنها کتاب، مدرسه و دانشگاه نیست/ من از خانواده صدا و سیما هستم؛ در مورد خانواده‌ام دهن لقی نمی‌کنم

    محمد صالح علاء نویسنده، ترانه سرا، شاعر، بازیگر و مجری گفت: من از نخستین نمایشگاه کتاب، هرساله به اتفاق بابک بیات می رفتم؛ از آن سال که او عازم عالم ناز شد، دیگر به نمایشگاه نرفته ام، همه ی اردیبهشت ها دلم آن جاست، یکی از رویدادهای خوب این نمایشگاه روی پیشخوان گذاشتن کتاب احمد […]


    محمد صالح علاء نویسنده، ترانه سرا، شاعر، بازیگر و مجری گفت: من از نخستین نمایشگاه کتاب، هرساله به اتفاق بابک بیات می رفتم؛ از آن سال که او عازم عالم ناز شد، دیگر به نمایشگاه نرفته ام، همه ی اردیبهشت ها دلم آن جاست، یکی از رویدادهای خوب این نمایشگاه روی پیشخوان گذاشتن کتاب احمد شاملو بود، بگذارید اقرار کنم بنده مادرزادی با سانسور مخالفم، مگر زمانی که پای دروغ و بی اخلاقی در میان باشد.


    به گزارش پایگاه خبری دیمه نیوز ،محمد صالح علاء نویسنده، ترانه سرا، شاعر، بازیگر و مجری در خصوص نحوه برگزاری سی و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران گفت: من از نخستین نمایشگاه کتاب، هرساله به اتفاق بابک بیات حضور داشتم؛ از آن سال که او عازم عالم ناز شد، دیگر به نمایشگاه نرفته ام، همه اردیبهشت ها دلم آن جاست، یکی از رویدادهای خوب این نمایشگاه روی پیشخوان گذاشتن کتاب احمد شاملو بود، بگذارید اقرار کنم بنده مادرزادی با سانسور مخالفم، مگر زمانی که پای دروغ و بی اخلاقی در میان باشد.

    وی افزود:در نمایشگاه کتاب سال ۱۳۷۰ یعنی بیست و هشت سال قبل، در پی منجد الطلاب از ناشری عرب بودم، کتاب در نمایشگاه وجود داشت اما توزیع آن ممنوع شده بود، مامورین با دقت مانع توزیع آن بودند، من کنجکاوی ها کردم، گفتند در آن کتاب یک جعل آشکار تاریخی است، برای خلیج فارس عنوان جعلی و غلط اختراع کرده اند و بدتر آن که با نام یاقوت حموی این دروغ را بافته بودند؛ اقرار می کنم برای نخستین بار از ممنوعیت دروغ فروشی در نمایشگاه کتاب شادمان شدم.

    صالح علاء اظهار داشت: من درباره تجارت کتاب هیچ نمی دانم، اما می دانم آن که تنگی نفس دارد و زندگی اش به استنشاق اسپری پاف بستگی دارد، آن که دیابت دارد انسولین، یا آن که گواتر دارد، لبو تیروکسین را به هر قیمتی باید تهیه کند، من برای این یک راه حل مردمی دارم، راه حل من شاید آرمانی به نظر آید اما کاربردی است و تبعات خوبی دارد، هر زمان که بخواهید من راه حل خودم را عرض می کنم.

    این مجری تلویزیون در خصوص عدم آگاهی مردم به حقوق شهروندی خود و نداشتن روحیه مطالبه گری از دولت به علت مطالعه نداشتن اذعان داشت: تجارت کتاب در کتابفروشی ها با فروش کتاب در نمایشگاه تفاوت دارد، بنا به شنیده ها در هر شرایطی فروش کتاب در نمایشگاه بیش تر از سال پیش بوده است، این پرسش شما چند مشکل ماهیتی دارد، لطفا به من اصرار کنید که به این پرسش پاسخ طولانی تری بدهم؛ نخست این که کتاب و در نتیجه سواد تنها لوازم تولید دانایی و فرهنگ نیستند، من در پاسخ به آخرین پرسشتان چکه ای به تفاوت سواد و فرهنگ می پردازم، نخست ابزار تولید فرهنگ تنها کتاب و مدرسه و دانشگاه نیست، من هم، در دانشگاه درس خوانده ام و هم درس داده ام، آیا من آدمیزاده ای فرهنگی هستم، یا آن ها که دکتری گرفته اند همگی انسان های با فرهنگی هستند.

    وی در ادامه عنوان کرد: امروز دیگر تنها کتاب خواندن از من انسان بهتری نمی سازد، رادیو، تلویزیون، مطبوعات و اینترنت، کتاب هایی که شب و روز بازند، آیا رادیو و تلویزیون به وظیفه ی ذاتی خود درست عمل می کنند، من به این پرسش پاسخ نمی دهم، زیرا از نوجوانی در رادیو و تلویزیون بوده ام، آنجا بزرگ شده ام، بدیهی است نمی توانم درباره ی خانواده ام دهن لقی کنم، هرچند که ما صداوسیمایی ها، خود وارثان بی وفایی های تاریخی هستیم، تبلیغ کتاب، دعوت مردم به کتاب خوانی، مانند زولبیا و بامیه تعارف کردن نیست، شاید تشویق مردممان به کتاب خوانی در مطبوعات، کمی جدی تر است،  اما آن ها هم زبانی کهنه و عبوس و حوصله سر بر دارند، راه های پیشنهادی شان نخ نما و قدیمی است، جذابیتی ندارد؛ من چند وقت پیش کتاب کم ارزش چاقی را خواندم، بهتر است به جای چاق بگویم کتابی پف کرده، زیرا مولف مقصود یک صفحه ای را در ۳۰۰ صفحه کتاب تکرار کرده است، من چلانده ی مقصود، جف اولسون در کتاب برتری خفیف را همین حالا به شما می گویم، او نویسانده شما اگر یک روز یک بطری نوشابه میل کنید در شما اتفاقی نمی افتد.

    این نویسنده پیشکسوت ادامه داد: اگر یک روز ۲۰ دقیقه ورزش کنید، بدوید هم در شما اتفاقی نمی افتد، شما اگر در یک روز ۱۵۵ صفحه کتاب بخوانید هم در شما تفاوتی ایجاد نمی شود، اما اگر ۲ سال هر روز یک بطری نوشابه بنوشید احتمالا به مرض قند مبتلا می شوید، اگر هر روز ۲۰ دقیقه ورزش کنید پس از یکسال شکم محترمتان کوچک تر، اندامتان ورزیده تر می شود و اگر شما هر روز ۱۵ صفحه کتاب بخوانید، پس از یکسال انسان بهتری می شوید، جف اولسون می گوید ما خانواده تهی دستی بودیم، مادرم ما را به سختی بزرگ کرد،اما وقتی بزرگ شدیم، یک روز فهمیدیم مادرمان میلیونر است، او بی آن که به زندگی و خورد و خوراک روزانه ی ما آسیبی برساند، تنها با پس انداز کردن روزانه ۱ دلار، اکنون برای ما و خودش مانده ی امنی فراهم کرده است؛ جف اولسون به این رویه می گوید برتری خفیف، او عقیده دارد رسیدن به برتری تنها یک راه دارد، آن هم این راه انسان هر روزه است، شما هم اگر می خواهید تغییر کنید از خودتان انسان بهتری بسازید، روزانه ۱۵ صفحه کتاب بخوانید و در آینده نتیجه آن را ملاحظه خواهید کرد، او ایضا می گوید کسی به او گفته “جف این راهی که تو پیشنهاد می کنی آسان است” چرا مردم از این راه نمی روند تا به خواسته هایشان برسند، چرا مردم روزی ۱۵ صفحه کتاب نمی خوانند؟ جف در پاسخ او می گوید “برای این که هیچ کاری نکردن آسان تر است، برای اغلب مردم انجام ندادن کاری، آسان تر از انجام دادن آن است” من هم به جف ایرادی دارم، مایلم به جف بگویم کتاب خواندن، آن هم به طور مستمر بی تردید از من انسان بهتری می سازد، پس از چند سال مرا تغییر می دهد اما خواندن چه کتابی از من اسنان بهتری می سازد؟ خواندن مستمر چه کتاب هایی مرا تغییر می دهند، هر کتابی؟

    صالح علاء بیان داشت: من از نوجوانی کارم تئاتر بوده، تئاتر ابزورد، با این وجود تا پیش از خواندن کتاب” سه نفر می روند دیدن شاه” نوشته مگنوش میلز، نمی دانستم در دنیا رمان ابزورد وجود دارد و تازه پس از آن با آثار شادروان جنت مکان، دیوید فاستر والاس آشنا شدم؛ کتاب مثل سیب است، کتاب خوان با بو کردن کتاب ملتفت می شود خوب است، مفید است یا فاسد شده یا تاریخ مصرف آن گذشته است؛ کتاب خوب باید تازه و رسیده باشد، بوی اندیشه بدهد، بوی کنجکاوی های دانشی، زیبا شناختی، حکمی، فلسفی خود کتاب خوان را بدهد.

    وی خاطر نشان کرد: به نظرم ما مردم باید کتاب قانون اساسی کشورمان را مطالعه کنیم، مواد آن را حفظ کنیم، شوربختانه هرگز دیده نشده که رادیو، تلویزیون، نشریات مبلغ مطالعه ی قانون اساسی باشند تا دست کم بدانم من به چه قوانین رای داده ام و از آن چه توقعی باید داشته باشم؛ ما نباید حقوق مدنی‌مان را تنها زا دولت ها مطالبه کنیم، در این باره، نباید قوه ی قضاییه و مقننه مغفول واقع شوند، خوب است کنجکاوی کنم، بدانم آیا آن ۲ قوه ی محترم دیگر هم توانسته اند به اندازه دولت حقوق ما را نادیده بگیرند یا نه، که حتی در نادیده گرفتن حقوق‌مان خوب است که عادل باشیم و عدالت را در نظر بگیریم.

    محمد صالح علاء به این پرسش که به نظر می رسد سطح کیفیت آثار چاپ شده در سال های اخیر خسارتی بیش تر از حمله مغول از به ایران و به آتش کشیدن کتابخانه های ما است این چنین پاسخ داد:  این پرسشی اغراق آمیز است، می خواستم بگویم نمی توان کارزار اهل اندیشه را با حمله ی ملخ ها و مغول ها مقایسه نمود، پشیمان شدم، حافظه ام را ورق زدم، ملتفت شدم، ضرر اهل کتاب نسبت به مردم لاکتاب افزونتر بوده، برای همین عقیده دارم اصغر قاتل و شعبان بی مخ کتاب نخوان با شخصیت های باسوادی مانند پروفسور فلانی و… که با تولید بمب اتمی مردمی در شهرهای ناکازاکی و هیروشیما را به خاک و خون کشیدند، قابل مقایسه نیستند، من اصغر قاتل و شعبان بی مخ را به آنان ترجیح می دهم، چرا کتاب می خوانیم؟ ما کتاب می خوانیم که انسان فرهگی و بهتری باشیم، کتاب تنها یکی از ابزار فرهنگ است، اخلاق هم هست، مدارا هم هست، زیرا به قول اهل منطق، معطی شی نمی تواند فاقد شی باشد؛ ما می خواهیم نیمرو درست کنیم، در ماهیتابه روغن می ریزیم تا تخم مرغ هایمان را چرب کنیم، اما اگر خود روغن فاقد چربی باشد باید چه کار کرد؟

    وی در پایان گفت: ما کتاب می خوانیم تا انسان بهتری باشیم، چه کتابی؟ کتابی که موجب اختراع وسایل کشتار شود؟ کتابی، سوادی که به جای فرهنگ در ما زهر مار تولید می کند، ضمنا بخش آخر پرسش شما بوی سانسور می دهد، در بقالی سیب زمینی و پیاز تازه با سیب زمینی و پیاز لک‌دار و پلاسیده را قاطی می فروشند، در کتاب فروشی هم کتاب پلاسیده و لک‌دار قاطی است؛ با بگیر و ببند امور جامعه اصلاح نمی شود، مشتری کتاب تشخیص دارد، عاقلانه است که سوا کردن کتاب به خود او واگذار شود، خنده آور است که من خیال کنم صلاح مردم را بهتر از خودشان می دانم؛ در مرغزار، هم شقایق، هم لاله های سرخ، آفتابگردان و هم علف های هرز می روید، آن ها که میل به علف های هرز دارند چنان در اقلیت اند که خوب است ما هیچ کاری برای آن ها نکنیم.

    منبع :شبکه اطلاع رسانی راه دانا


    لینک کوتاه :



    برچسب ها :